پشت نقش های سوزن دوزی بلوچ، چه روایت هایی پنهان است؟

پشت نقش های سوزن دوزی بلوچ، چه روایت هایی پنهان است؟

لباس دونی: سوزن دوزی بلوچ فقط هنری برای تزیین لباس نیست؛ هر نقش آن می تواند راوی باورها و زندگی یک قوم باشد؛ از نمادهای قدرت و جنگاوری تا نشانه هایی از معیشت و تجربه های روزمره مردم بلوچ.



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی:

کشورمان ایران، اقوام مختلفی دارد که هرکدام از سنت ها و فرهنگ خاص خود برخوردار می باشند. این سنت ها و فرهنگ ها تاثیر به سزایی بر پوشش مردم هر منطقه دارند. پوشاک محلی هر استان، علاوه بر کاربرد روزمره، حامل روایت هایی از گذشته، باورها و شیوه های زندگی مردمان هر منطقه است؛ روایت هایی که بعضی از آنها در گذر زمان به فراموشی سپرده شدند و شاید حتی امروزه خیلی از مردم همان مناطق نیز از آنها آگاهی نداشته باشند.
بلوچ ها یکی از اقوام ایرانی هستند که پوشاک محلی زیبایی دارند. یکی از عناصر مهمی که به این لباس ها روح بخشیده و آنها را زیباتر کرده، هنر سوزن دوزی بلوچ هاست که روی پارچه لباس ها به انجام می رسد. این هنر که در بستر زندگی روزمره زنان بلوچ شکل گرفته است، نه تنها نشان دهنده ذوق و زیبایی شناسی هنرمندان بومی است، بلکه زبان بصری برای انتقال بخشی از فرهنگ، خاطره جمعی و نظام معنایی جامعه بلوچ به حساب می آید. نقوش این هنر با طبیعت پیرامون، شیوه معیشت، آداب ورسوم و باورهای فرهنگی مردم این منطقه ارتباط دارند.
سوزن دوزی بلوچ هنری باسابقه طولانی در این استان است، اما زمان دقیق رواج آن در ایران بصورت دقیق معین نیست و در منابع تاریخی اطلاعات محدودی در رابطه با پیشینه آن وجود دارد. در بعضی بررسیهای باستان شناسی، به شباهت نقوش هندسی سوزن دوزی بلوچ با اشکال دیده شده روی سفال های در ارتباط با هزاره پنجم و ششم قبل از میلاد اشاره شده. همین طور برخی محققان، بین نقوش این هنر و نقش های موجود در سنگ نگاره های قبل از تاریخ قرابت هایی مشاهده نمودند.

طرح ها و نقوش سوزن دوزی، بازتاب باورها و عقاید

نقوش به کاررفته در سوزن دوزی، در خیلی از موارد، انعکاسی از تخیلات، آرزوها، اسطوره های حماسی و مقدس، شیوه زندگی، آداب ورسوم و عقاید قومی است. محیط زندگی بلوچ ها یکی از منابع الهام در تشکیل این نقوش است. طبیعت خشک و کویری، طوفان های شدید شن، کوه های بلند و شرایط دشوار معیشت دامپروری، از عواملی هستند که در بعضی تحلیل ها با تشکیل فرم های هندسی، خطوط شکسته و زاویه های تند در هنر بلوچ مرتبط می باشد. بنابراین، نقش های سوزن دوزی را می توان نمایانگر ارتباط انسان با محیط زندگی خود دانست.
نقوش سوزن دوزی بلوچ را از نظر موضوعی می توان به دسته های انسانی، جانوری، گیاهی و غیرجاندار تقسیم کرد. در کنار این دسته بندی، نقوش هندسی همچون مثلث، مربع، لوزی، دایره و زیگزاگ، در کنار خطوط مستقیم عمودی، افقی و مورب جایگاه مهمی در ساختار این هنر دارند.
در سوزن دوزی بلوچ، خطوط شکسته و فرم های هندسی در خیلی از موارد جایگزین شکل های بطورکامل طبیعی شدند. به همین دلیل، نقوش این هنر را می توان نوعی بازنمایی انتزاعی از پدیده های پیرامون دانست. برخی تفسیرها، زاویه های تند و خطوط شکسته این نقوش را با شرایط سخت محیط طبیعی و تجربه تاریخی زندگی مردم بلوچ مرتبط می دانند. در مجموع، هندسه، خط، شکل، بافت، ریتم و رنگ در کنار یکدیگر، ساختار زیبایی شناختی سوزن دوزی بلوچ را شکل می دهند.

روایت انسان بلوچی در سوزن دوزی

یکی از خاصیت های سوزن دوزی بلوچ، بازنمایی انسان در چارچوب شکل های هندسی و انتزاعی است. در این نقوش، پیکره انسانی از ترکیب لوزی ها، خطوط و زاویه ها تشکیل شده است. همچون نقوشی به بازنمایی پیکره انسان پرداخته شده است می توان به تِلِنگَک، دُحتوک دَس به سَر، قلب و گورچَم اشاره نمود.
تِلِنگَک: این نقش از یک لوزی تشکیل شده که با فاصله ای کوتاه به دو خط مورب متصل می شود و شکلی شبیه عدد هشت به وجود می آورد. در زبان بلوچی، «لنگ» به مفهوم پا و «تلنگ» به مفهوم پاهای باز است. شکل کلی نقش نیز انسانی را تداعی می کند که با پاهای باز ایستاده است. از این نقش قدیمی برای حاشیه دوزی و جدا کردن مرز میان دو نقش استفاده می شود.
دُحتوک دَس به سَر: این نقش از سه لوزی در مرکز تشکیل شده است که روی یک پایه بدنبال یکدیگر تکرار می شوند. دو زائده شبیه حرف L نیز بصورت قرینه در دو سوی آن قرار دارند. شکل کلی نقش، فردی را تداعی می کند که دست های خویش را به سوی سر بالا برده است. بر مبنای روایتی که در بین برخی هنرمندان بلوچ نقل شده، این نقش از کوزه ای الهام گرفته شده که دختران بلوچ برای آوردن آب روی سر خود می گذاشتند. نام آن نیز به مفهوم «دختر دست به سر» است. این نقش بیشتر در حاشیه دوزی لباس کاربرد دارد.
قلب: این نقش از یک لوزی کوچک در مرکز و چهار قلب در اطراف رأس های آن تشکیل شده است. در تفسیر این نقش، به ضرب المثل «دل به دل راه دارد» و عبارت رایج در بین مردم بلوچ، «دل پیام آور دل است»، اشاره شده است.
گورچَم: این نقش از تکرار لوزی هایی شکل می گیرد که دایره های کوچکی در مرکز آنها قرار دارند. نام گذاری آن با تداعی چشم های باز و بسته ارتباط داده شده است. این نمونه ها نشان می دهند که چند شکل هندسی ساده می تواند پیکره انسان، رفتارهای روزمره و مفاهیمی که در زندگی اجتماعی مردم بلوچ وجود دارد را بازنمایی کند.

نقوشی که با طبیعت و معیشت پیوند دارد

نقوش جانوری در سوزن دوزی بلوچ بطور معمول به صورت انتزاعی و هندسی اجرا می شوند و کمتر بصورت تصویر کامل حیوانات هستند. این نقش ها در خیلی از موارد با محیط طبیعی، زندگی عشایری و تجربه مواجهه با حیوانات ارتباط دارند. بال کبوتر، پنجه پلنگ، گوش گربه، کانت گاومیش، کَل سیَه مار و زومک همچون نقوش جانوری که در سوزن دوزی بلوچی اجرا می شوند.
بال کبوتر: این نقش از یک لوزی با دایره ای در مرکز تشکیل شده. خطوطی که به سوی بیرون امتداد می یابند و شکل های چندضلعی قرارگرفته در رأس ها، حالتی شبیه بال های پرنده در هنگام پرواز ایجاد می کنند. این نقش بیشتر در مناطق لاشار، نیکشهر و چابهار، درون قاب لوزی دوخته می شود.
پنجه پلنگ: نقش از یک لوزی مرکزی و زائده هایی در اطراف آن تشکیل شده. در رأس ها نیز لوزی های کوچکی قرار دارند و بخش داخلی نقش با طرح های مختلف سوزن دوزی می شود. این نقش در لباس به صورت کامل و گاه بصورت نیمه در حاشیه ها به کار می آید. پنجه پلنگ از نقوش قدیمی سوزن دوزی بلوچ بشمار می رود و در بین برخی هنرمندان با اسامی «چلیپا» یا «گردونه خورشید» نیز شناخته می شود. شکل آن با پنجه گربه سانان مرتبط دانسته شده و به سبب قابلیت گسترش، برخی آنرا به پلنگ یا دیگر گربه سانان بزرگ نسبت می دهند.
گوش گربه: این نقش از یک لوزی بیرونی و مربعی درون آن تشکیل شده است. یک لوزی دیگر نیز در مرکز قرار دارد که با تقاطع رأس های آن و اضلاع مربع، چهار مثلث به وجود می آید. این مثلث ها گوش های گربه را تداعی می کنند. گوش گربه از نقوش قدیمی این هنر است و بیشتر در حاشیه دوزی لباس به کار می رود.
کانت گاومیش: در این نقش، یک لوزی در مرکز قرار دارد و در دو رأس بالایی و پایینی آن، شکل هایی شبیه سر قوچ با شاخ های L مانند دیده می شود. دو رأس دیگر نیز با لوزی هایی تزیین شدهند. زندگی عشایری و اهمیت دامپروری، خصوصاً پرورش گوسفند، در معیشت تاریخی مردم بلوچ جایگاه مهمی داشته است. از این منظر، نقش کانت گامیش را می توان با پیوند دیرینه مردم بلوچ با دام و جایگاه قوچ به عنوان نمادی از قدرت گله مرتبط دانست.
کَل سیَه مار: این نقش از تکرار خطوط L مانند روی یک خط مستقیم تشکیل می شود. ساختار آن حرکت بدن مار روی شن های بیابان را تداعی می کند؛ تصویری که با محیط زندگی عشایر بلوچ ارتباط دارد.
زومک: در این نقش، یک لوزی در مرکز قرار گرفته و در رأس های آن شکل های L مانند و لوزی های کوچک دیده می شود. «زومک» در زبان بلوچی به مفهوم عقرب است. فرم نقش، دم جمع شده و مارپیچ عقرب را تداعی می کند و با محیط بیابانی و مواجهه مردم منطقه با این جانور ارتباط دارد. این دسته از نقوش نشان داده است که حیوانات در هنر سوزن دوزی بلوچ تنها مطالبی برای تزیین نیستند، بلکه در پیوند با محیط زیست، معیشت و تجربه های روزمره مردم معنا پیدا می کنند.

نشانه هایی از طراوت طبیت در سوزن دوزی

نقوش گیاهی نیز بخش مهمی از سوزن دوزی بلوچ را می سازند. این نقوش گاهی از گیاهان و محصولات آشنای زندگی روزمره الهام گرفته شده و گاهی شکل گل ها، شکوفه ها و طراوت طبیعت را در چارچوب های هندسی بازنمایی می کنند.
مِرچُک: این نقش به صورت لوزی کوچک و ظریفی با گوشه های گرد اجرا می شود. نام آن از نوعی فلفل خیلی کوچک و تند گرفته شده که در بلوچستان یکی از چاشنی های مهم غذا بشمار می رود.
گل لاله: نقش لاله به صورت لوزی طراحی شده و در مرکز آن لوزی کوچک تری قرار دارد. برگ ها نیز بصورت مستطیل های مورب در دو سوی ساقه دیده می شوند. این نقش در مناطقی مانند ایرندگان خاش و بمپور کاربرد دارد.
بورُک: این نقش از یک لوزی تشکیل شده که از هر چهار رأس آن خطوط کوچکی منشعب می شوند و در پایان هر خط، دایره ای کوچک قرار دارد. مجموع این اجزا شکوفه را تداعی می کند. بورُک، به شکوفه هایی گفته می شود که به میوه تبدیل نمی شوند. هنرمندان بلوچ خاستگاه این نقش را منطقه لاشار می دانند؛ منطقه ای که به سرسبزی و طراوت بهاری شناخته می شود. از همین رو، این نقش با عنوان «باغ بهار» نیز معرفی شده است.
سَبزو: این نقش از یک مثلث مشبک تشکیل شده که در رأس بالایی آن مثلث دیگری قرار دارد و به هر یک از ساقه ها نیز لوزی کوچکی متصل است. سَبزو نمادی از بهار و طراوت طبیعت، گل ها و درختان دانسته می شود و هم در حاشیه و هم در سطح پارچه برای تزیین لباس به کار می رود.
برخی از نقوش سوزن دوزی بلوچ در مرز بین بازنمایی گیاهان و جانوران قرار می گیرند و تفسیرهای متفاوتی در رابطه با آنها وجود دارد.
بُته یا دِلکَش دَس مَرس: نمای کلی این نقش، لوزی است که ساقه، برگ ها و غنچه گل را تداعی می کند و از همین رو «بوته» نامیده می شود. در عین حال، برخی هنرمندان بلوچ آنرا شکل تحول یافته نقش «دُحتوک دست به سر» می دانند که در گذر زمان دندانه های بیشتری به آن افزوده شده است.
در این تفسیر، نقش با اسامی «طاووس» و «دِلکَش دَس مَرس» نیز شناخته می شود. عبارت «دِلکَش دَس مَرس» به مفهوم چیزی است که دل آنرا می خواهد، اما دست به آن نمی رسد. نام گذاری طاووس نیز با داستانهای در ارتباط با زیبایی این پرنده در بین مردم ارتباط داده شده؛ هرچند طاووس پرنده بومی بلوچستان نیست. این نمونه نشان داده است که یک نقش می تواند در بین هنرمندان مختلف، نام ها و برداشت های متفاوتی داشته باشد و معنای آن همیشه به داستانهای محلی و شیوه انتقال دانش هنری وابسته است.

نقوش اقتباس شده از محل ها و اشیای زندگی

زنان بلوچ در سوزن دوزی خود، علاوه بر انسان، حیوانات و گیاهان، عناصر غیرجاندار محیط زندگی را نیز بازنمایی می کنند. این عناصر بطور معمول به صورت انتزاعی درمی آیند و از اشیا، ابزارها، محل ها و تجربه های روزمره الهام گرفته شدند. بعضی از این نقوش اقتباس شده از زیورآلات زنان بلوچی هستند همچون چُلومُک. برخی دیگر از این نقوش از اماکن الهام گرفته شده، همچون جالار،
چُلومُک: در این نقش، مربعی کوچک در مرکز قرار دارد و روی هر یک از اضلاع آن، شکلی شبیه عدد هفت دوخته می شود. «چلومک» در زبان بلوچی به مفهوم گوشواره است. اهمیت زیورآلات در بین زنان بلوچ، در این نقش به صورت یک الگوی تزئینی بازتاب پیدا کرده است.
جالَر: این نقش از خطوط موازی عمودی و فشرده تشکیل شده که میان دو خط افقی قرار گرفتند و با رنگ های مختلف دوخته می شوند. شکل آن حصارها و نرده های چوبی را تداعی می کند که برای حفاظت از دام ها به کار می رفته است.
کُلاهی چَگَن یا زه: این نقش به صورت زنجیره ای باریک در حاشیه یا برای قاب بندی دیگر نقوش دوخته می شود. در منطقه مکران، در جنوب بلوچستان، آنرا «زهدوزی» نیز می نامند. «زه» به مفهوم محل جاری شدن آب چشمه است. شیوه اجرای نقش، که در آن نخ به صورت حلقه درمی آید و باردیگر از درون آن عبور می کند، با جریان آب از چشمه مرتبط دانسته شده است.
پیکان: این نقش از یک خط مرکزی و دو خط مورب تشکیل می شود که در محل تلاقی، شکل پیکان را به وجود می آورند. در فرهنگ بلوچ، مردان با قدرت و صیانت از سرزمین و خانواده پیوند دارند. در همین زمینه، ضرب المثلی در رابطه با مردان نقل شده است: «پسران ما، پیکان هایی هستند که ساختیم. خنجر نوک تیز، دامادمان است؛ سپر محکم، برادران است؛ شمشیرهای بلند و پهن، پدرانمان هستند.» این روایت، نقش پیکان را با مفاهیم قدرت و جنگاوری مرتبط می کند؛ نقشی که فرم آن با سرنیزه هایی که در گذشته در شکار یا درگیری استفاده می شدند، شباهت دارد.
هَشاس، بن تاس: نمای کلی این نقش از یک لوزی تشکیل شده است که روی هر یک از اضلاع آن، خط کوچکی به سوی مرکز امتداد می یابد. «بن تاس» نام ظرفی بوده که در گذشته برای تعیین زمان آبیاری در کشاورزی استفاده می شده است. این نام گذاری، نمونه دیگری از حضور ابزارها و عناصر زندگی روزمره در مجموعه نقوش سوزن دوزی بلوچ است.

جایگاه رنگ قرمز در رنگ نخ های سوزن دوزی

پس از اشکال هندسی، رنگ را می توان از مهم ترین عناصر زیبایی شناختی سوزن دوزی بلوچ دانست. رنگ ها در کنار نقش ها، ترکیب بصری این هنر را شکل می دهند و عوامل سنتی، فرهنگی و اجتماعی نیز بر انتخاب و برداشت از آنها تاثیر دارند. در نمونه هایی از شیوه های سنتی رنگرزی نخ های سوزن دوزی، از مواد طبیعی برای تهیه رنگ استفاده می شده است. قهوه ای که در زبان بلوچی «سهر» نامیده می شود، از پوست گردو و ماده ای موسوم به «تیتک»، نوعی سنگ منگنزی، به دست می آمده است.
رنگ قرمز که در زبان بلوچی «زرد» نامیده می شود، از پوست انار تهیه می شده است. رنگ سبز با نام «شونز» از نیل به همراه موادی چون جاشیر و دندانه به دست می آمده و رنگ سورمه ای یا آبی نیز از برگ گیاه ایندیگو تهیه می شده است.
در سوزن دوزی های بلوچ، رنگ های سیاه و سفید جایگاه مشخصی دارند و قرمز یکی از رنگ های پراهمیت این هنر به حساب می آید. در نمونه های قدیمی، قرمز خالص کمتر به کار می رفته و قرمز اناری یا «هوم» رواج بیشتری داشته. بعد از قرمز رنگ هایی مانند سبز، زرد، آبی و قهوه ای در ترکیب های مختلف استفاده می شده. بنابراین، در کنار فرم و نقش، رنگ هم بخشی از هویت بصری سوزن دوزی بلوچی را نشان داده است.

سوزن دوزی، میراث فرهنگی در دست زنان بلوچ

سوزن دوزی بلوچ هنری است که در بستر زندگی روزمره زنان شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. این هنر، علاوه بر جلوه های زیبایی شناختی، حامل مفاهیم اجتماعی، هویتی و فرهنگی است و کم کم به یکی از نمادهای شناخته شده فرهنگ بلوچ تبدیل گشته. نقوش سوزن دوزی را می توان نوعی متن فرهنگی غیرکلامی دانست؛ متنی که بدون استفاده از زبان نوشتاری، بخشی از هویت، تاریخ شفاهی، آرزوها و جهان بینی زنان بلوچ را نشان داده است.
این هنر، یکی از شیوه های دیرینه و اصیل تزیین لباس های محلی و دیگر منسوجات است که هویت در رابطه با زندگی زنان بلوچ را نشان داده است. نقوشی که در این هنر به کار رفته است نشان می دهد، خیلی از آنها با محیط طبیعی، شیوه معیشت، باورها، آداب ورسوم و حافظه تاریخی این قوم ارتباط دارند. از نقش هایی که شکل انسان را در چارچوب خطوط و لوزی ها بازنمایی می کنند تا طرح هایی که از حیوانات، گیاهان، ابزارهای زندگی روزمره و پدیده های آسمانی الهام گرفته شده است؛ هر یک بخشی از جهان بصری این هنر را شکل می دهند.
سوزن دوزی بلوچ، فراتر از یک مهارت هنری، بازتابی از تجربه زیسته و نظام معنایی جامعه بلوچ است. این هنر نشان داده است که چطور زنان می توانند بخشی از داستانهای فرهنگی جامعه خویش را در قالبی نمادین حفظ کنند و به نسل های بعد انتقال دهند. از همین رو، حفظ سوزن دوزی بلوچ تنها به مفهوم استمرار یک شیوه دوخت نیست، بلکه به مفهوم تقدیر دانش، داستانها و تجربه های فرهنگی نهفته در تار و پود آنست.
زنان بلوچ در این فرآیند تنها انتقال دهندگان یک سنت به ارث رسیده نیستند، بلکه با انتخاب نقش ها، ترکیب رنگ ها و اجرای طرح ها، در حفظ و بازآفرینی آن نیز نقش دارند. آنها بخشی از داستانهای فرهنگی جامعه خویش را در چارچوب هنری و نمادین ثبت می کنند. در عین حال، کاهش علاقه نسل جوان، تجاری سازی سطحی و نبود حمایت نهادی همچون چالش های پیش روی این هنر است.

منبع:

1405/08/04
11:40:18
5.0 / 5
11
تگهای خبر: پوشش , ثبت , زیبایی , طراحی
این مطلب لباسدونی را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۳
جدیدترین ها

لباس دونی