معماری گذشته نباید کپی شود باید متناسب با نیاز انسان تعریف مجدد شود

معماری گذشته نباید کپی شود باید متناسب با نیاز انسان تعریف مجدد شود

به گزارش لباس دونی، مدیر استودیو معماری مصاف اظهار داشت: هندسه های منظمی که در معماری گذشته می بینیم، به علت تناسبشان می توانند به آرامش ذهن کمک کنند؛ در مقابل فرم های پراکنده و بی قاعده بر ذهن انسان اثر می گذارند.



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی:

معماری فقط ساخت بنا و طراحی فضای آن نیست، بلکه قسمتی از فرهنگ و شیوه زندگی هر جامعه است و می تواند بر نحوه ارتباط انسان با خانواده، طبیعت، محیط اطراف و حتی نوع نگاه او به زندگی اثر بگذارد. بنابراین معماری ایرانی ـ اسلامی فقط به معنای برگشت بشکل ها و عناصر معماری گذشته نیست. مبحث اصلی این است که مبانی و تجربه هایی که در طول تاریخ در ایجاد این معماری نقش داشتند را بشناسیم و تلاش نماییم آنها را متناسب با زندگی انسان امروز تعریف مجدد نماییم.
در بخش اول گفت و گو با حسین کریمی، مدیر مجموعه معماری «مصاف» و فعال حوزه معماری ایرانی ـ اسلامی، درباره ی این موضوع صحبت کردیم. در این گفت و گو درباره ی پیشینه چند هزار ساله معماری در ایران و تاثیر اسلام بر ایجاد هویت معماری ایرانی ـ اسلامی صحبت کردیم و همینطور اشاره شد که فاصله گرفتن معماری معاصر از این هویت، فقط به تغییر شکل بناها محدود نمی شود و ریشه های عمیق تری دارد. در بخش اول گفت و گو گفته شد، معماری ایرانی ـ اسلامی را نمی توان فقط در تعدادی عناصر ظاهری مانند قوس، گنبد، آجر، کاشی یا حیاط مرکزی خلاصه کرد.
آن چیزی که اهمیت بیشتری دارد، نوع نگاه به انسان و زندگی است؛ این که معماری چه نسبتی با نیازهای جسمی و روحی انسان، خانواده، طبیعت، آرامش و ارتباط انسان با خدا دارد. همینطور در بخش اول به چگونگی انتقال تجربه معماری گذشته به بناهای امروزی اشاره شد و این فعال حوزه معماری ایرانی ـ اسلامی دو رویکرد را نادرست دانست؛ نخست، کپی کردن عین معماری گذشته و دوم، فاصله گرفتن کامل از فرم و هویت تاریخی و باقی گذاشتن مفاهیم انتزاعی. معماری ایرانی ـ اسلامی باید بتواند با فناوری، نیازها و سبک زندگی امروز هماهنگ شود، بدون این که هویت خودرا از دست بدهد. در این حالت، هدف، کپی کردن گذشته یا کنار گذاشتن گذشته نیست، بلکه بازآفرینی معماری ایرانی ـ اسلامی با زبان و امکانات امروز است. در ادامه این گفت و گو به این مورد می پردازیم که این نگاه چطور می تواند از سطح نظریه به پروسه طراحی و ساخت وارد شود و چطور میتوان الگوهای معماری گذشته را با شرایط انسان امروز تطبیق دهیم.

* شما گفتید که میتوان از اصول و الگوهای معماری گذشته در بناهای امروز استفاده کرد، اما باید متناسب با شرایط و نیاز انسان تعریف مجدد کرد. در این تعریف مجدد چگونه می توان تشخیص داد یک الگو برای انسان امروز مناسب است؟

وقتی می گوییم فرم ها، اشکال و مصالح مختلف ذاتاً خوب یا بد نیستند و هرکدام ظرفیتهای متفاوتی دارند، به این معنا نیست که می توانیم از تمام آنها در معماری استفاده نمائیم. بعضی فرم ها ممکنست ذاتاً بد نباشند، اما برای انسان ظرفیت مناسبی نداشته باشند. مثلا خیلی از هندسه های منظم و دقیق که در معماری گذشته ما می بینیم، به سبب نظم و تناسبشان می توانند به تمرکز و آرامش ذهن کمک کنند؛ در مقابل، وقتی با فرم های بسیار پراکنده، بی قاعده و آشفته مواجه می شویم، این بی نظمی می تواند بر ذهن و ادراک انسان هم اثر بگذارد. ما نمی توانیم از قواعد فیزیکی و تاثیر محیط بر انسان فرار نماییم. ازاین رو ما از برخی فرم ها و مصالح بیشتر استفاده می نماییم و از برخی کمتر؛ نه صرفا به سبب این که یکی اسلامی و دیگری غیراسلامی است، بلکه به این علت که برخی از آنها با فطرت انسان، با معنا، با آرامش و با روح معماری اسلامی ـ ایرانی هماهنگی بیشتری دارند.
ما در مجموعه مصاف دقیقاً تلاش می نماییم این نگاه را از سطح یک ایده و نظریه، به یک روش قابل استفاده و علمی تبدیل نماییم. بنابراین از ظرفیت نزدیک به ۱۷۰ کارشناس در عرصه های مختلف استفاده می کنیم؛ از متخصصان حوزوی و فقهی گرفته تا پزشکان، روان شناسان، متخصصان علوم اعصاب، کارشناسان محیط زیست، مهندسان و متخصصان معماری و منظر، و همینطور با استفاده از پیشرفته ترین نرم افزارها و ابزارهای تخصصی روز دنیا تلاش می نماییم ابعاد مختلف رابطه انسان، محیط و معماری را دقیق تر بررسی نماییم. هدف ما این است که با کنار هم گذاشتن دانش دینی، حوزوی و علمی روز بفهمیم یک فرم، یک ماده، یک میزان نور، یک عنصر طبیعی یا یک الگوی فضایی، در کجا، برای چه انسانی، با چه شرایط اقلیمی و با چه میزان و کیفیتی می تواند بهترین اثر را داشته باشد. این دقیقاً همان جایی است که تلاش می نماییم اصول معماری اسلامی ـ ایرانی را از یک مفهوم کلی، به یک دانش قابل استفاده برای معماری امروز تبدیل نماییم.
ما امروز یک ساختمان طراحی می نماییم. اگر این ساختمان صرفا یک کالبد باشد و محتوای فکری مشخصی نداشته باشد، یک ساختمان عادی است. اما اگر برمبنای مبانی فکری، مبانی فلسفی و مبانی فقهی مشخصی طراحی شود، آن زمان دیگر صرفا با یک ساختمان مواجه نیستیم، بلکه با یک رویکرد و یک سبک معماری مواجهیم. ما در معماری امروز، دو بخش را در کنار یکدیگر دنبال می کنیم: محتوا و الگوواره های معماری گذشته یا همان ظاهر. در بخش اول، محتوای اسلامی ـ ایرانی توسط متخصصان حوزوی ما وارد طراحی می شود. یعنی فقه اسلامی که در طول تاریخ توسط فقها و با روش اصولی تبیین شده، باید برای انسان امروز باردیگر فهم و تبیین شود. ما نمی توانیم صرفا احکام و روایات را همان گونه که در گذشته فهمیده می شده، بدون توجه به شرایط انسان امروز در معماری استفاده نمائیم. باید این مبانی برای انسان امروز تبیین شود و سپس در طراحی خودش را نشان دهد. این محتوا می تواند در موضوعات مختلفی خودش را نشان دهد؛ مثلا پیشبینی نمازخانه، توجه به ارتفاع، هندسه هایی که در روایات مورد سفارش قرار گرفتند، انتخاب مواد اولیه و رنگ هایی که در قرآن و روایات مورد تاکید قرار گرفتند، نوع فضاسازی و کیفیت فضا و همینطور سلسله مراتب فضایی که در منابع دینی مورد توجه قرار گرفته است. اما بخش دوم، الگوواره های معماری گذشته ماست. در این بخش می توانیم از ظرفیت هایی که معماری اسلامی ـ ایرانی در طول تاریخ بوجود آورده استفاده کنیم؛ مثلا قوس، حوض، حیاط مرکزی، طاق، شیشه های رنگی و حتی هندسه های معماری و بخصوص ریاضیات معماری گذشته می توانند در معماری امروز تعریف مجدد شوند. البته این به این معنا نیست که هر چیزی که در معماری گذشته وجود داشته، باید عیناً به امروز منتقل شود.

* اگر قرار نیست عناصر معماری گذشته عینا تکرار شود، چگونه تشخیص داده می شود که کدام خصوصیت معماری گذشته قابل استفاده می باشد و کدام باید حذف شود؟

اگر ما در تاریخ معماری خودمان را هم نگاه نماییم، می بینیم که خود معماری اسلامی ـ ایرانی نیز همیشه متناسب با شرایط زمانه تغییر کرده. به عنوان نمونه، زمانی که از دوره تیموریان عبور کردیم و وارد دوره صفویه شدیم، دیگر قرار نبود تمام پیچیدگی های اجرایی و تزئینی دوره های قبل عیناً ادامه پیدا کند. در استفاده از شیوه های کاشی کاری نیز تغییراتی صورت گرفت و کاشی هفت رنگ در دوره صفویه ابداع و توسعه پیدا کرد، امکان ساخت سریع تر و اقتصادی تر نسبت به کاشی معقلی و معرق را فراهم نمود و نسبت به برخی شیوه های پیچیده تر، پروسه اجرا را ساده تر کرد. ازاین رو ما هم امروز همین نگاه را داریم. اگر یک عنصر معماری گذشته، مثل برخی از مقرنس ها یا گره کاری های بسیار پیچیده، قرار باشد هزینه بسیار زیادی به وجود بیاورد، لزوماً دلیلی ندارد که آنرا عیناً وارد ساختمان امروز نماییم. اگر این پیچیدگی صرفا هزینه ایجاد نماید و لزوم حقیقی برای کیفیت فضا نداشته باشد، حتی می تواند با مفهوم اسراف در تعارض قرار بگیرد. از سوی دیگر، ساختار ساختمان امروز با گذشته متفاوت می باشد. در معماری گذشته، ساختار بنا و تزئینات تا حد زیادی در هم تنیده بودند؛ یعنی خودِ نیارش و ساختار بنا، از اسکلت و دیوارها گرفته تا نحوه ساخت و ایجاد اجزای بنا، می توانست هم زمان نقش تزئینی نیز داشته باشد. به بیان دیگر، ساختار بنا و تزئینات آن از یکدیگر جدا نبودند. اما امروزه ساختار بنا و اسکلت ساختمان تغییر کرده است. دیگر اسکلت و دیوارهای ساختمان الزاماً همان چیزی نیستند که نقش تزئینی بنا را ایفا می کنند و در خیلی از موارد، برای ایجاد ظاهر و تزئینات باید عناصر دیگری به ساختمان الحاق نماییم. ازاین رو ممکنست قسمتی از تزئینات تاریخی، در وضعیت امروز به چیزی مازاد بر ساختار بنا تبدیل شوند.
اگر ما در تاریخ معماری خودمان را هم نگاه نماییم، می بینیم که خود معماری اسلامی ـ ایرانی نیز همیشه متناسب با شرایط زمانه تغییر کرده. زمانی که از دوره تیموریان عبور کردیم و وارد دوره صفویه شدیم، دیگر قرار نبود تمام پیچیدگی های اجرایی و تزئینی دوره های قبل عیناً ادامه پیدا کند. بنظر می رسد باید متناسب با شرایط امروز، قسمتی از پیچیدگی های گذشته را حذف یا تعریف مجدد کنیم؛ دقیقاً همان کاری که نیاکان ما در دوره های مختلف انجام می دادند و برای تطبیق معماری با اقتصاد، فناوری و شرایط زمانه خودشان تغییراتی در شیوه ساخت و تزیین ایجاد می کردند. ما قرار نیست معماری گذشته را کپی نماییم. محتوا و الگوواره های معماری اسلامی ـ ایرانی را می گیریم، آنها را می فهمیم، بازتفسیر می نماییم و با زندگی، نیازها، فناوری و شرایط اقتصادی انسان امروز تطبیق می دهیم. پس سرانجام، معماری اسلامی ـ ایرانی وارد معماری امروز می شود؛ اما نه بعنوان یک سری عناصر تزئینی که به یک ساختمان مدرن اضافه شوند. محتوا و مبانی فکری از یک طرف، و الگوواره های اصلی معماری گذشته از سوی دیگر، وارد پروسه طراحی می شوند و در نهایت با زندگی انسان امروز تطبیق پیدا می کنند. البته شاید برای شما جالب باشد که بدانید پس از اینکه این موضوعات توسط ۱۷۰ کارشناسان ما در عرصه های مختلف بررسی می شوند، کار در همین جا متوقف نمی گردد. ما نتایج را در ادامه در اختیار علما، معماران و اساتید شناخته شده ایرانی و حتی برخی معماران خارجی قرار می دهیم و از نگاه و نقد آنها نیز استفاده می نماییم. این پروسه به ما کمک می نماید اگر خطایی در برداشت یا تحلیل هایمان وجود دارد، آنرا زودتر شناسایی و اصلاح نماییم. در مرحله بعد، این مباحث در کارگاه های «معماری اسلامی ـ ایرانی مصاف»، عرضه می شوند و در معرض نگاه و نقد دانشجویان و کنشگران معماری قرار می گیرند. ازاین رو ایده ها چندین بار محک می خورند، نقد می شوند و کامل تر می شوند.

* این نگاهی که در مجموعه تان دارید چقدر با استقبال مردم مواجه شده؟ آیا مخاطبان شما با این نوع معماری ارتباط برقرار کردند؟

بازخوردهایی که ما از پروژه های معماری مان گرفتیم، نشان داده است که استقبال مردم بسیار عالی بوده. ما قسمتی از طراحی ها و کارهایی را که در مجموعه انجام دادیم در رسانه مان منتشر کردیم و میزان بازدید واکنش هایی که مردم نشان دادند، برای ما بسیار قابل توجه بود. در کنار آن، افزایش درخواست های طراحی و استقبال بیشتر از کارگاه های آموزشی مان هم این موضوع را تأیید می کند. این مورد از این جهت برای ما مهم بود که قبل از این بارها شنیده بودیم وقتی از معماری ایرانی ـ اسلامی صحبت می شود، مردم یا سنتی بودن آنرا نمی پذیرند، یا اگر هم آنرا بپسندند، می گویند به منظور زندگی امروز خودشان چنین خانه ای را نمی خواهند. یعنی یک تصور عمومی وجود داشت که معماری ایرانی ـ اسلامی الزاماً با معماری سنتی و تاریخی گره خورده است. اما تجربه ما نشان داد که مسئله، خودِ معماری ایرانی ـ اسلامی نیست؛ مساله این است که چگونه آنرا به زبان امروز بیان نماییم. ما کوشش کردیم محتوای عمیق ایرانی ـ اسلامی را کامل نماییم، و آنرا با زبان امروزی عرضه کنیم؛ بشکلی که یک بنا هم ریشه در گذشته داشته باشد و هم کاملا متعلق به زندگی امروز و حتی آینده به نظر برسد. به نظرم افزایش درخواست های طراحی، استقبال از کارگاه ها و واکنش هایی که در رسانه ها دریافت کردیم، نشان داده است که مردم با معماری ایرانی ـ اسلامی مساله ای ندارند؛ اگر این معماری با زبان درست، جذاب و متناسب با زندگی امروز عرضه شود، اتفاقاً استقبال بسیار خوبی هم از آن می کنند.

* آیا کارهایی از جنس کار شما می تواند به احیای معماری ایرانی ـ اسلامی در ایران کمک کند؟

به تنهایی نه؛ و اگر بگوییم یک مجموعه یا یک گروه می تواند به تنهایی معماری اسلامی ـ ایرانی را احیا کند، واقع بینانه نیست. احیای معماری اسلامی ـ ایرانی یک پروژه بزرگ فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و حتی سیاستگذاری است و برای تحقق آن باید یک پروسه بزرگ و چندلایه شکل بگیرد. در این راه، دولت، رسانه ها، دانشگاه ها، کتب درسی، سازندگان، معماران و نهادهای تصمیم گیر، همه نقش دارند. اگر قرار باشد این جریان واقعا در کشور شکل بگیرد، باید در مقیاس بسیار بزرگ تری وارد نظام آموزشی ما شود. دانشجوی معماری باید از همان دوران دانشگاه با مفهوم معماری اسلامی ـ ایرانی، مبانی آن و نحوه تبدیل این مبانی به معماری امروز آشنا شود. هم اکنون، ما چیزی که بتوان نام آنرا به معنای حقیقی، یک جریان فراگیر آموزش معماری اسلامی ـ ایرانی در دانشگاه های کشور گذاشت، نداریم. حتی در بین اساتید حوزه معماری اسلامی نیز این خلأ دیده می شود. قسمتی از این آموزش ها بیشتر در قالب معماری سنتی عرضه می شوند، بعضی اساتید اساساً تعریف مشخص و جامعی از معماری اسلامی ـ ایرانی ندارند و حتی ممکنست با اصل این رویکرد موافق نباشند. البته اساتید توانمند و دغدغه مندی هم در بعضی دانشگاه ها حضور دارند که دراین خصوص کارهایی انجام می دهند؛ اما مساله این است که تعداد و مقیاس این جریان باید بسیار بیشتر شود. این مورد باید در کتب درسی، برنامه های دانشگاهی و پروسه تربیت معمار ورود جدی تری پیدا کند. نمی شود انتظار داشت معماری اسلامی ـ ایرانی در جامعه شکل بگیرد، اما دانشجوی معماری و شهرسازی در طول تحصیل خود بشکل جدی با مبانی آن مواجه نشود.

* در کنار دانشگاه و فضای آموزشی کشور، سیاستها و تصمیمات نهادهای دولتی چه نقشی می تواند بر مسیر معماری ایرانی _ اسلامی داشته باشد؟

نقش دولت و نهادهای تصمیم گیر بسیار جدی است. حکومت می تواند با قانون گذاری، سیاست گذاری، تعریف مسابقات معماری، اعطای جوایز، پشتیبانی از پروژه های شاخص و تعیین معیارهای درست برای ساخت وساز جهت گیری معماری کشور بویژه معماری ارگان های دولتی را تغییر دهد. همان گونه که سیاستگذاری های امروز می توانند فضای معماری کشور را بسمت الگوهای غربی و گاهی غرب زدگی سوق دهند، با سیاستگذاری درست میتوان این جریان را بسمت معماری اسلامی ـ ایرانی هدایت کرد. اما در کنار دولت و دانشگاه، رسانه یکی از مهم ترین حلقه های این زنجیره است. رسانه فقط یک ابزار اطلاع رسانی نیست؛ رسانه بخصوص در عرصه معماری و سبک زندگی، به مردم نشان داده است که چه چیزی را باید زیبا، مطلوب و شایسته زندگی بدانند.
در اینجا هم باید بین رسانه های تخصصی و رسانه های عمومی تفاوت قائل شویم. رسانه های تخصصی معماری، معماران و متخصصان را تحت تاثیر قرار می دهند، اما رسانه های عمومی، بویژه صداوسیما، در مقیاس بسیار بزرگ تری روی سبک زندگی مردم اثر می گذارند. وقتی در صدا و سیما، زندگی لوکس و امروزی را با یک خانه رومی یا یک ساختمان کاملا غربی نمایش می دهیم و آنرا بعنوان نماد زندگی مطلوب و موفق معرفی می نماییم، طبیعتاً همان تصویر تبدیل به الگو می شود. از سوی دیگر، وقتی مقرر است یک زندگی اسلامی ـ ایرانی، سالم و متناسب با فرهنگ خودمان را نمایش دهیم، گاهی به جای این که یک نمونه زیبا، با کیفیت و معاصر از معماری اسلامی ـ ایرانی نشان دهیم، سراغ یک خانه قدیمی، فرسوده و نامناسب از گذشته می رویم؛ خانه ای که حتی از نظر معماری هم الزاماً نماینده کیفیت های پرارزش معماری گذشته ما نیست. خب طبیعی است که چنین تصویری نمی تواند برای نسل امروز الگو ایجاد نماید. اگر مقرر است معماری اسلامی ـ ایرانی را بعنوان یک الگوی مطلوب معرفی نماییم، باید نمونه مطلوب، زیبا، با کیفیت و امروزی آنرا هم به مردم نشان بدهیم. نمی توان از مردم انتظار داشت معماری اسلامی ـ ایرانی را انتخاب کنند، اما تصویر عرضه شده از آن در رسانه، یک معماری فرسوده و متعلق به چند صد سال قبل باشد. در کنار این موضوع، ما خودمان هم کوشش کردیم در عرصه رسانه یک ظرفیت جدی ایجاد نماییم. اکنون رسانه معماری و شهرسازی مصاف، رسانه تخصصی شخصی بنده و رسانه استودیوی معماری و شهرسازی مصاف، به ترتیب در زمره بزرگ ترین صفحات فعال در عرصه معماری و شهرسازی اسلامی ـ ایرانی قرار دارند و توانستند مخاطب قابل توجهی را در این زمینه جذب کنند.
حاکمیت و نهادهای تصمیم گیر ابزارهای بسیار قدرتمندی برای تغییر این جهت گیری دارند. می توانند با سیاستگذاری و ایجاد مشوق های درست، زمینه ای ایجاد کنند که معماری و شهرسازی اسلامی ـ ایرانی نه فقط بعنوان یک بحث نظری، بلکه بعنوان یک جریان حقیقی در آموزش، طراحی، ساخت و بازار معماری کشور حضور پیدا کند.
ما در این سال ها به بزرگ ترین رسانه معماری اسلامی دست پیدا کردیم و جز پربازدید ترین رسانه های معماری هم هستیم و نکته مهم برای ما این است که این اتفاق صرفا یک اتفاق ساده در فضای مجازی نبوده است. آثار آنرا در دنیای حقیقی هم دیدیم؛ از افرادی که برای یادگیری در دوره ها و کارگاه های ما شرکت می کنند تا درخواست های مختلف برای انجام پروژه که از همین مسیر بسمت مجموعه آمده است. حتی در مقیاس بین المللی نیز بازخوردهایی داشتیم و مردمی که از تصاویر بناهای ما الگوبرداری کردند. با این وجود، این اقدامات به تنهایی کافی نیست. ما می توانیم در بخش رسانه و آموزش اثرگذار باشیم، اما به جهت اینکه معماری شهرسازی اسلامی ـ ایرانی واقعا در کشور احیا شود، باید فرایندسازی در مقیاس بسیار بزرگ تری اتفاق بیفتد.
رسانه های تخصصی و عمومی باید نمونه های درست و جذاب آنرا به جامعه معرفی کنند، صداوسیما باید در بازنمایی سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی و معماری اسلامی ـ ایرانی الگوهای با کیفیت و معاصر عرضه نماید، سازندگان باید نمونه های موفق و اقتصادی آنرا ببینند و دولت و نهادهای تصمیم گیرو شهرداری ها نیز با ابزارهایی که در اختیار دارند، همچون قانون، مسابقه، جایزه و حمایت، مسیر معماری کشور را به این سمت هدایت کنند. اگر امروز قسمتی از کانون ها، گروه ها و مجموعه های معماری و شهرسازی کشور، آگاهانه یا ناآگاهانه، فضای معماری را بسمت الگوهای غربی سوق می دهند، این به این معنا نیست که این مسیر قابل تغییر نیست. حاکمیت و نهادهای تصمیم گیر ابزارهای بسیار قدرتمندی برای تغییر این جهت گیری دارند. می توانند با سیاستگذاری و ایجاد مشوق های درست، زمینه ای ایجاد کنند که معماری و شهرسازی اسلامی ـ ایرانی نه فقط بعنوان یک بحث نظری، بلکه بعنوان یک جریان حقیقی در آموزش، طراحی، ساخت و بازار معماری کشور حضور پیدا کند.
بطور خلاصه هدف ما این است که با کنار هم گذاشتن دانش دینی، حوزوی و علمی روز بفهمیم یک فرم، یک ماده، یک میزان نور، یک عنصر طبیعی یا یک الگوی فضایی، در کجا، برای چه انسانی، با چه شرایط اقلیمی و با چه میزان و کیفیتی می تواند بهترین اثر را داشته باشد. این محتوا می تواند در موضوعات مختلفی خودش را نشان دهد؛ بطورمثال پیشبینی نمازخانه، توجه به ارتفاع، هندسه هایی که در روایات مورد سفارش قرار گرفتند، انتخاب مواد اولیه و رنگ هایی که در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفتند، نوع فضاسازی و کیفیت فضا و همین طور سلسله مراتب فضایی که در منابع دینی مورد توجه قرار گرفته است. در استفاده از شیوه های کاشی کاری نیز تغییراتی صورت پذیرفت و کاشی هفت رنگ در دوره صفویه ابداع و توسعه پیدا کرد، امکان ساخت سریع تر و اقتصادی تر نسبت به کاشی معقلی و معرق را فراهم نمود و نسبت به برخی شیوه های پیچیده تر، فرآیند اجرا را ساده تر کرد.

منبع:

1405/06/17
11:58:17
5.0 / 5
14
تگهای خبر: آرامش , آموزش , اقتصاد , اقتصادی
این مطلب لباسدونی را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۱
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

لباس دونی