دستاوردهای تلخ فیلترینگ
لباس دونی: در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش های گوناگون دست وپنجه نرم می کند، برخی کارشناسان براین باورند استمرار محدودیت های شدید دسترسی به اینترنت بین المللی به یکی از نگران کننده ترین پدیده های روز تبدیل گشته است.
به گزارش لباس دونی به نقل از خبر آنلاین، به نقل از تابناک، فارغ از خسارات مستقیم مالی، بحران اصلی در تغییر جهت گیری نخبگان فنی و متخصصان شبکه رخداده است. افرادی که باید موتور محرک پروژه های ملی توسعه، امنیت سایبری و نوآوری باشند، حالا با سودجستن از هوش مصنوعی، تمام توان خودرا صرف طراحی ابزارهای پیچیده دور زدن محدودیت ها کرده اند.
این روند ایران را به سوی تبدیل شدن به بزرگ ترین «شهر زیرزمینی» و هاب دارک وب جهان سوق می دهد. ترافیک کاربران بجای شبکه های شفاف و قابل رصد، عمدتا وارد تونل های رمزنگاری شده، غیرقابل نظارت و پرریسک می شود. این دقیقاً نقطه مقابل اهداف اعلامی حکمرانی سایبری و امنیت ملی است.
ابعاد اقتصادی فاجعه: خسارت روزانه ده ها میلیون دلار طبق گزارش های مختلف همچون اظهارات مقامات اتاق بازرگانی ایران، محدودیت های اینترنت روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم وارد می نماید و با احتساب خسارات غیرمستقیم (مانند اختلال در زنجیره تامین، تبلیغات، فروش و فریلنسینگ) این رقم به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز می رسد.
طبق اظهارات وزیر ارتباطات حدود ۱۰ میلیون نفر شغل شان مستقیماً به اینترنت متکی است. شرکت های آنلاین خرید کالا ملزم به تعدیل نیروی حدود ۳ درصدی (۲۰۰ نفر) شده اند. خیلی از کسب وکارهای کوچک و متوسط فروش شان ۴۰ تا ۷۰ درصد افت کرده و برخی کاملا تعطیل شده اند.
در ماه های اخیر، مجموع خسارات به میلیاردها دلار رسیده و تهدیدی جدی برای اقتصاد دیجیتال ۲۷-۲۹ میلیارد دلاری به وجود آورده است. این ارقام در شرایطی اعلام می شود که اقتصاد کشور قبل تر هم تحت فشار تحریمها و تورم بوده و فریلنسرها، کسب وکارهای آنلاین، گردشگری و حتی بخش های سنتی مانند پست صدمه دیده اند.
مهاجرت معکوس نخبگان: متخصصان در خدمت دور زدن بجای ساختن یکی از عمیق ترین صدمه ها، هدررفت سرمایه انسانی است. متخصصان IT و شبکه که می توانستند در پروژه های ملی مانند شبکه ملی اطلاعات، گسترش زیرساخت های بومی یا امنیت سایبری نقش آفرین باشند، حالا درگیر با فیلترینگ هستند.
آمار فرار مغزها در عرصه فناوری نگران کننده است: در سالیان اخیر، درصد بالایی از استعدادهای برتر (مانند مدال آوران المپیادهای علمی) کشور را ترک کرده اند. در داخل نیز، تمرکز بر ابزارهای ضدفیلتر (با کمک هوش مصنوعی برای ایجاد پروکسی های جدید، obfuscation و تونلینگ پیشرفته) به معنای فرصت سوزی برای توسعه حقیقی است.
این پدیده نه فقط نوآوری داخلی را فلج می کند، بلکه سبب می شود نیروی متخصص بجای حل مشکلات ملی، درگیر بقا و دسترسی شخصی شود. نتیجه: عقب ماندگی مزمن در عرصه های راهبردی.
بحران امنیت سایبری: ترافیک به «تونل های تاریک» بالاتر از ۸۰-۹۰ درصد کاربران ایرانی برای دسترسی به محتوای بین المللی از VPN یا ابزارهای مشابه استفاده می نمایند (گزارش های انجمن تجارت الکترونیک تهران، مرکز پژوهش های مجلس و نظرسنجی ها).
تقاضای VPN در دوره های تشدید محدودیت ها تا ۷۰۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
این ترافیک عمدتا رمزنگاری شده و از سرورهای خارجی عبور می کند که نظارت بر آن حدودا نا ممکن است.
خیلی از VPN های رایگان یا ارزان، حاوی بدافزار هستند و دستگاه ها را به «بات زامبی» تبدیل می کنند، ابزاری برای حملات DDoS یا جاسوسی.
دارک وب (Dark Web) قسمتی از اینترنت است که با مرورگرهای معمولی مثل کروم یا سافاری قابل دسترسی نیست. برای ورود به آن نیاز به ابزارهای ویژه ای مانند مرورگر تور (Tor) است.
در دارک وب، هویت کاربران و مکان سرورها به شدت پنهان می شود و تمام ترافیک بصورت رمزنگاری شده و غیرقابل رصد عبور می کند. به همین دلیل، نظارت بر کارهای آنجا حدودا نا ممکن است.
هرچند دارک وب گاهی برای کارهای قانونی (مانند روزنامه نگاری یا محافظت از حریم خصوصی) استفاده می شود، اما بخش عمده آن به بازارهای سیاه، فروش مواد مخدر، اسلحه، اطلاعات دزدیده شده، هک و جرایم سایبری اختصاص دارد.
نتیجه این موارد تضعیف شدید قابلیت رصد و نظارت سایبری، بالا رفتن خطر نفوذ دشمنان خارجی و از دست رفتن کنترل بر جریان داده ها بوده است. اگر هدف دشمنان ایجاد یک «دارک وب ایرانی» بوده، این سیاست دقیقاً همان را با هزینه مردم ایران پیاده سازی کرده است.
این وضعیت دقیقاً تکرار اشتباهات گذشته و سیاستهای غلط، اما با مقیاس و نتایج ویرانگرتر است: متلاشی شدن رویای حکمرانی سایبری مستقل و امن.
تناقض سیاستگذاری و بازی برد-برد دشمن از نظر راهبردی، این محدودیت ها چند تناقض خطرناک به وجود آورده اند:
اقتصادی: هزینه های سنگین روزانه در صورتیکه هدف احتمالاً امنیت است. امنیتی: کاهش نظارت بجای افزایش آن. اجتماعی: افزایش نارضایتی، مهاجرت نخبگان و شکاف دیجیتال. ژئوپلیتیک: عرضه بهانه و ابزار به رقبا برای فشار بیشتر و همزمان تضعیف تاب آوری داخلی. در عمل، این سیاست بالاتر از آن که مانع «دشمن» شود، به آن کمک کرده: ترافیک به فضای خاکستری و غیرقابل رصد منتقل شده، اقتصاد ضعیف تر شده و اعتماد عمومی به سیاستهای دیجیتال صدمه دیده است.
استمرار این رویکردها بدون بازبینی، ایران را در موقعیتی قرار می دهد که نه فقط از انقلاب صنعتی چهارم عقب می ماند، بلکه به یک هاب ریسک سایبری جهانی تبدیل می شود. راهکار در گذار از رویکرد صرفا سلبی به ترکیبی هوشمندانه شامل:
گسترش زیرساخت های بومی رقابتی و جذاب (نه اجباری). سیاستگذاری مبتنی بر داده و مشورت با بخش خصوصی. سرمایه گذاری حقیقی در آموزش و نگهداشت نخبگان. شفافیت بیشتر در هزینه-فایده محدودیت ها.
به اجمال، ابعاد اقتصادی فاجعه: خسارت روزانه ده ها میلیون دلار بر اساس گزارش های مختلف همچون اظهارات مقامات اتاق تجاری ایران، محدودیت های اینترنت روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم وارد می نماید و با احتساب خسارات غیرمستقیم (مانند اختلال در زنجیره تامین، تبلیغات، فروش و فریلنسینگ) این رقم به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز می رسد. ژئوپلیتیک: عرضه بهانه و ابزار به رقبا برای فشار بیشتر و همزمان تضعیف تاب آوری داخلی. در عمل، این سیاست بالاتر از آنکه مانع دشمن شود، به آن کمک کرده: ترافیک به فضای خاکستری و غیرقابل رصد منتقل شده، اقتصاد ضعیف تر شده و اعتماد عمومی به سیاست های دیجیتال لطمه دیده است.
این مطلب لباسدونی را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب