آیا دستگاه فرهنگی ایران، آزمون جنگ را باخت؟

آیا دستگاه فرهنگی ایران، آزمون جنگ را باخت؟

به گزارش لباس دونی، یک کارشناس اظهار داشت: صنایع فرهنگی کشور باید در دوره پساجنگ از رویکرد های کنترل گرانه فاصله گرفته و به سوی چابک سازی، مردمی سازی واقعی و استفاده از ظرفیت حلقه های میانی حرکت کنند.



وحید فراهانی کارشناس فرهنگی، در گفت و گو با گزارشگر مهر، اظهار داشت: در حالی که بیشتر از شصت روز از جنگ ایران با دو کشور اسرائیل و آمریکا می گذرد و دستگاه حکمرانی فرهنگی کشور آزمون های سخت را گذرانده و احتمالاً در پیش داشته باشد، یکی از سوالات قابل تامل در فضای پساجنگ و نسبت آن با حکمرانی فرهنگی در کشور است.
وی افزود: به نظر می آید در پسانبرد رمضان باید منتظر تحولات گسترده بود. تحولاتی که قسمتی از آن ناشی از اتفاقات دوره اخیر است. به میدان آمدن بخش های خاکستری به نفع انقلاب اسلامی، مسئله امر ملی و بروز و ظهور آن در دوره جنگ، بروز و ظهور کنشگران مردمی و نقش آفرینی آنها در میدان خیابان و رسانه و ده ها مصداق دیگر همچون تحولاتی فرهنگی است که باید دید و برمبنای آن آینده را طراحی کرد. با این حال هم در این نوبت و هم در نبرد رمضان دستگاههای رسمی فرهنگی در سرعت واکنش، هماهنگی های نهادی و تعدادی از مسایل دیگر گرفتار چالش هایی بودند.
پژوهشگر پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی تصریح کرد: به نظر می آید با عنایت به تحولاتی که گذشت، حوزه فرهنگ نیازمندی تحولاتی در سطوح مختلف است که می توان به تحول در فلسفه حکمرانی فرهنگی اشاره نمود.

مهم ترین تغییر لازم، تحول در فلسفه حکمرانی فرهنگی است


وی بیان نمود: نخستین و مهم ترین تغییر لازم، تحول در فلسفه حکمرانی فرهنگی است. گرچه در سالهای گذشته اتفاقات بزرگی در مردمی سازی فرهنگ صورت گرفته اما در این دوران، جامعه ایران نشان داده است که قابلیت کنشگری، مشارکت و همبستگی را دارد، اما برای تحقق این امر، حکمرانی فرهنگی باید نگاهی مشارکت پذیر و گفت وگومحور اتخاذ کند. به جای کوشش برای نگاههای کنترلی به نظر می آید، مشارکت در امر فرهنگ از جانب مردم، نخبگان و گروههای خودجوش به مثابه حلقات میانی، یکی از تغییراتی است که در آینده بدان نیاز داریم و این البته مسئله جدیدی نیست و پروژه حلقه های میانی سال هاست که بعد از بیان اوامر رهبری شهید بر زمین مانده است.
فراهانی به چابک سازی و اصلاح ساختارهای حکمرانی اشاره نمود و اظهار داشت: جنگ به ما حکمرانی بدون ساختمان را آموخت. دوره ای که ساختمان ها خالی بودند اما امور همچنان اداره می شد. نهادهای فرهنگی کشور، با وجود منابع مالی، در مقابل بحران ها و تحولات سریع همواره با کندی واکنش مواجه بودند. در خیلی از مواقع، نهادهایی که باید نقش جدی در فضای فرهنگی-اجتماعی ایفا می کردند، در عمل نتوانستند بموقع و با نگاهی خلاقانه و با سرعت عمل وارد میدان شوند.
وی افزود: به نظر می آید چابک سازی دومین تحول مورد نیاز در آینده فرهنگی کشور است که در دوره جنگ آزمون خویش را به خوبی پس داد. چابک سازی در روندها، سیاست ها، مسایل مالی و ده ها روند دیگر می تواند این تأخر نهادهای رسمی از نهادهای غیر رسمی فرهنگ را جبران کند.
این پژوهشگر به تحول در زبان و روایت رسمی اشاره نمود و اظهار داشت: در بحران جنگ، زبان رسمی و روایتهای ساخته شده در غالب رسانه ها گرچه موفقیت هایی داشتند اما مشاهده کردیم که پدیده لگوها و میم های مجازی چه طور تحول ساز شد. لگوها در حقیقت بزنگاهی بود برای مدیران کشور که می توان با خلاقیت هایی کوچک و در فضای غیررسمی چه طور نبرد رمضان را روایت کرد.

تحول فقط تغییر در فرم نیست


وی خاطرنشان کرد: در دوران جنگ، رسانه ها و گروههای مردمی با استفاده از زبان ساده، طنزهای جمعی و روایتهای مردمی، ارتباط بهتری با افکار عمومی برقرار کردند. مساله مهم این است که بدانیم این تحول، فقط تغییر در فرم نیست، بلکه تغییر در نگرش به سیاست فرهنگی است. در دوران پساجنگ، باید از شیوه های گذشته در روایت سازی فاصله گرفت و به جای آن، روایت هایی واقع گرایانه، چندصدایی و مبتنی بر تجربه مردم عرضه داد. این رویکرد می تواند به تقویت انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی کمک نماید. این تغییر باید به صورت پایدار و نه موقت در دستور کار قرار گیرد.
فراهانی با اشاره به تقویت پیوند افقی با جامعه و نهادهای مردمی اظهار داشت: دستگاه حکمرانی فرهنگی باید بسمت تقویت پیوندهای افقی با جامعه حرکت نماید. نهادها همچنان ذهنیت مدیریتی عمودی دارند اما تجربه نشان داد که مردم ایران، خصوصاً نسل جدید، از ظرفیت بالایی برای خودسازمان دهی، روایت گری و کنشگری برخوردار می باشند.
وی اضافه کرد: در دوران پساجنگ، دستگاه حکمرانی فرهنگی باید با بوجودآوردن فضاهای مشارکت پذیر، نظیر شوراهای مشورتی مردمی و نهادهای مدنی، ظرفیتهای اجتماعی را در راه حکمرانی و سیاستگذاری فرهنگی مورد استفاده قرار دهد.
این پژوهشگر در آخر اظهار داشت: اگر بخواهیم مخرج مشترک نکات چهارگانه فوق را در یک کلمه بیان نماییم اعتماد به امر اجتماعی و مردمی و تقویت همه جانبه حلقه های میانی است. امر فرهنگی و اجتماعی در پساجنگ همانند جنگ در ساختار خود باید مردمی سازی را طراحی کند. مردمی سازی حقیقی و نه برمبنای سنت های ارتباطی گذشته، بلکه برمبنای ایجاد سازوکار برای کشف استعدادهای جدید. اگر ما مردمی فرهنگی داریم در نهایت باید بتوان سازه فرهنگ مردمی را هم برمبنای آن طراحی کرد و در سه ساحت فلسفه فرهنگ، بودجه ریزی فرهنگ، سیاستگذاری فرهنگ بار دیگر مسئله مردمی سازی را مورد بازنگری جدی قرار دهیم. خلاصه اینکه بجای تلاش برای نگاههای کنترلی به نظر می رسد، مشارکت در امر فرهنگ از جانب مردم، نخبگان و گروه های خودجوش به مثابه حلقات میانی، یکی از تغییراتی است که در آینده بدان نیاز داریم و این البته مسئله جدیدی نیست و پروژه حلقه های میانی سال هاست که پس از بیان اوامر رهبری شهید بر زمین مانده است. در بسیاری از مواقع، نهادهایی که باید نقش جدی در فضای فرهنگی-اجتماعی ایفا می کردند، در عمل نتوانستند به موقع و با نگاهی خلاقانه و با سرعت عمل وارد میدان شوند. فراهانی ضمن اشاره به تقویت پیوند افقی با جامعه و نهادهای مردمی عنوان کرد: دستگاه حکمرانی فرهنگی باید بسمت تقویت پیوندهای افقی با جامعه حرکت کند.
1405/02/23
11:11:20
5.0 / 5
81
تگهای خبر: خلاقیت , دستگاه , طراحی
این مطلب لباسدونی را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

لباس دونی