علی (ع) تفسیر واژه بزرگی

علی (ع) تفسیر واژه بزرگی

لباس دونی: ایرنا- بزرگی علی(ع) را در لابه لای واژه ها گم کرده ام، از اندوه نان و چراغ و کوچه می گویم کاری از من و این واژه های کوچک و زبان بسته بر نمی آید، آخر جنس بزرگی او با همه فرق دارد...


به گزارش لباس دونی به نقل از ایرنا؛ غروب به بازار آمد نوای دلنشین اذان خلوت کوچه های سوت و کور شهر را در هم شکست.
چشم های یتیمان بی قرار آمدن اوست تا قدم در خرابه های فقر بگذارد و پدرانه همبازی شان شود.
آن سو مادری کودکانش را صبورانه گرد اجاق جمع کرده و چشم به راه است تا او بیاید و طعم گس فقر را از دیگ خالی اش برچیند.
صدایی می آید، دور اما آشناست همان غربیه با وفاست که به قرار دوستانش می آید، همان خریدار سفره های تهی و دلهای تنها.
انتظار دست های یتیم نواز و بوسه ای آسان به سرآمد، عطر خرما و نان داغ هوش از سرشان ربوده، پنهانی کیسه غذا را هدیه می دهد و می رود مبادا سر گرسنه ای بر بالش، اندوهگین بخوابد.
آخر او با همه فرق دارد فقط اوست که حال گرسنگان را می فهد، نه به دنبال نام و نه در پی نشان است.
او برای روشنی فانوس خانه های محقر می آید و از دار دنیا جز تکه ای آرامش برای مسکینان و پاره ای عدالت برای همگان نمی خواهد.
حالا دیر زمانی است که او بار سفر بسته و کودکان یتیم شهر را به دامن خورشید سپرده و چراغ کوچه های شب زده و فراموش شده شهر از فراقش سو سو می زند.
ای کاش بود و می دید مطبخ غبار گرفته و اجاق سرد خانه ها را، پدری شرمسار از روی فرزندانش و مادری که نگران طفل بیمارش است که تب دارد، تب سرد نداری!
می گویم: سختی نکن تا کی صبوری؟ بگذار در خانه کسی را بزنیم در این شهر کسانی هستند که دستشان به دهان می رسد و ثروتشان...
بگذار گره ای از زندگیت باز شود و از دشواری رها شوی، به آسمان خیره شد چشمهایش گریه می خواهد اما استوار و امیدوار زیرلب زمزمه می کند آن روز شکم گرسنه طفلم، مرا به در خانه منعمی فرستاد در راه معرکه ای دیدم درویشی با صدای محزون آواز سرداده بود:
مرو ای گدای مسکین در خانه علی زن که علی زند دمادم در خانه گدا را
از آن روز دیگر در هیچ خانه ای را نزده ام.
مات و مبهوت مانده ام باورم نمی گردد تمام دانسته هایم از علی (ع) دگرگون شده همیشه شهریار را برای سرودن شعر زیبای «همای رحمت» می ستودم و عظمت و جلال علی (ع) را در آن می دیدم حالا با تغییری این چنین، بزرگی علی (ع) را در لابلای واژه ها گم کرده ام.
از اندوه نان و چراغ و کوچه می گویم کاری از من و این واژه های کوچک و زبان بسته برنمی آید.
براستی علی (ع) چقدر بزرگ است که در خانه گدا می زند، به رکوع، خاتم به سائل می بخشد، دوستی با تهی دستان و همنشینی با مستضعفان را وظیفه امیری خود می داند همانگونه که عدالت را...
اصلا او با همه فرق دارد! اما افسوس از میان فرق هایش تنها فرق مبارکش را شناختند.



منبع:

1400/02/14
13:57:41
5.0 / 5
182
تگهای خبر: آرامش , جنس , خرید , دامن
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۳
لباس دونی