با ضرب المثل ها

آش نخورده و دهان سوخته

آش نخورده و دهان سوخته

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - داستان هایی از ضرب المثل ها


«روزی شخصی بعد از مدت ها به خانه یکی از دوستانش رفت. صاحب خانه که از دیدار دوستش بسیار خوشحال شده بود با لبخند به استقبالش رفته از او خواست تا به درون خانه برود. میزبان پس از احوال پرسی به پذیرایی از دوستش مشغول شد، سفره ای پهن کرد و آش داغی برای او آورد و به آشپزخانه برگشت تا بقیه وسایل را بیاورد. میهمان هنوز دست به سفره نبرده بود که دندانش درد گرفت و از شدت درد، دستش را به دهان گذاشته، جزع کرد. در این هنگام، صاحب خانه وارد اتاق شد و وقتی منظره را دید خیال کرد که میهمان عجله کرده و آش را داغ داغ خورده و بنا بر این دهانش سوخته است. پس بسیار ناراحت شد و اظهار داشت: «اگر صبر می کردی آش سرد می شد و بعد آنرا می خوردی، این گونه دهانت نمی سوخت.»
میهمان که از شنیدن حرف صاحب خانه بسیار خجالت زده شده بود با صدایی لرزان و آرام اظهار داشت: «بله؛ آش نخورده و دهان سوخته!»
این ضرب المثل را زمانی به کار می برند که کسی کار اشتباهی انجام نداده است؛ اما دیگران متهمش کرده اند.
منبع: «داستان هایی از ضرب المثل ها» نوشته رحیمه قلی زاده، نشر آرایان



1399/07/26
14:24:14
5.0 / 5
70
تگهای خبر: سفر
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۲
لباس دونی