مروری بر چرایی قتل های ناموسی؛

بازنمایی حرف مردم در بروز فجایع انسانی

بازنمایی حرف مردم در بروز فجایع انسانی

لباس دونی: دنیایی كه ما در آن زندگی می نماییم، متشكل از شبكه های به هم پیوسته و زنجیروار انسانی است كه هر چیزی، حتی شاخصه ای مانند «حرفِ مردم» بر آن تاثیر گذار است و می تواند در سطح عموم جامعه بعنوان یكی از ناهنجاری های فرهنگی زمینه های تشدید كننده دیگركشی باشد. در این میان توجه به مفهوم «زیست اخلاقی» برای كاستن از بروز فجایع انسانی یك لزوم است.



به گزارش لباس دونی به نقل از ایسنا، یکی از انواع فجایع، جرایم و قتل هایی که از گذشته تاکنون وجود داشته است، قتل های ناموسی است. باتوجه به جایگاه انکارناپذیر «ناموس» در بین اقوام و طوایف با فرهنگ عمومی متفاوت، این امر عمدتاً به دستاویزی برای اعمال خشونت مقابل زنان به کار برده می شود و در نگاه فرهنگ عامه هر اقلیم، مایه عزت و آبروی مردان یک خانواده است. اوج خشونت مقابل زنان «قتل ناموسی» است که در حق همسر، دختر، مادر و سایر خویشاوندان اعمال می شود.

مردان و زنان بی شماری از همه سرزمین ها و ادیان می کوشند تا زندگی شان را، در ساحت های عشق، مسائل جنسی، و خانواده، در فضایی از عمل مسؤولانه و مشارکت سپری کنند. با این همه، در سرتاسر جهان، اشکال ناپسندی از مردسالاری و پدرسالاری، سلطه گری یک جنس بر جنس دیگر به چشم می خورد که به حوادث ناخوشایند و ناگواری منتج شده اند.

در بررسی وقوع قتل های ناموسی، دلیلهای فرهنگی و ربط های اجتماعی مختلفی دخالت دارند که مهمترین آنها باتوجه به ساختار فرهنگی و اجتماعی، می توان از حاکمیت مردسالاری، فقر شدید فرهنگی، تعصب شدید و بی جا به آیین های قومی، تبعیض بین زنان و مردان، وجود آیین های فرهنگی برای ازدواج اجباری، ترجیح فرزند پسر، زنان مقصر همیشگی و بازگشت آبرو با خون ریزی نام برد.

همچنین در عصر حاضر جرایم خانوادگی، به یک پدیده ی جهان شمول تبدیل گشته است. این جرایم تأثیرات ناگواری را بر اجتماع گذاشته و نابسامانی های اجتماعات مختلف را به وجود آورده است. عمداتا قتل های با انگیزه ناموسی در بخش هایی از جهان رخ می دهد. البته به خاطر طبیعت خصوصی این مدل از جرایم تحقیقات کمی روی این مسئله انجام شده است.

پدیده «حرفِ مردم» موضوعی است که خیلی از مردم به صورت ناخواسته با آن درگیر هستند و امروزه یکی از رایج ترین مشکلات بین افراد، ترس از قضاوت مردم و زندگی بر این اساس است. این ترس موجب می شود که تمام جنبه های کوچک و بزرگ زندگی انسان حتی تصمیم های حیاتی و تعصباتش تحت تاثیر قرار بگیرد و اخلاق زیستی، کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی را با بی نظمی مواجه کند.

به تعبیری، «آبرو» چیزی است که بیشتر با حرف مردم ریخته می شود و اغلب افراد برای پیش گیری از آبروریزی و اختتام دادن به حرف و حدیث ها گاهی اقدامات غیر عقلانی انجام می دهند که افکار عمومی جامعه را جریحه دار می کند

زندگی برمبنای «حرفِ مردم» تا حد بسیار زیادی به خاصیت های شخصیتی هر فرد و نحوه آموزش خانوادگی و فرهنگی او بستگی دارد. یک حرف از یک فکر شروع می شود. فکرهایی که در ذهن همه انسان ها و حتی خودمان هست و حتی اگر دقت کنید، نظم ملموس و قابل درکی در تولید آنها نیست. هرکاری که انجام دهید، اساسا عده ای موافق و عده ای مخالف خواهد داشت. بعنوان مثال داشتن رابطه با جنس مکمل یا ازدواج در سن پایین همچون پدیده هایی است که همیشه موافقان و مخالفانی داشته است.

در این میان توجه به «اخلاق زیستی» یک لزوم انکار ناپذیر عقلانی برای پیشگیری و ترمیم ناهنجاری های اجتماعی متعصبانه ریشه دار در حرف مردم است. اخلاقی زیستن کمابیش هزینه هایی دارد، ولی آیا فایده ای هم از این اخلاقی زیستن حاصل می شود؟ موضوع اخلاق فقط خلق و خوی انسان نیست، بلکه ساحت باورها، عواطف و احساسات، اراده، گفتار و رفتار را هم شامل می شود. همه این ها به صورتی تحت پوشش اخلاق قرار می گیرند و در تمام این زمینه ها اخلاق حرفی برای گفتن دارد. حالا که جامعه ایران به سبب مبادرت به قتل یک پدر گرفتار موجی از احساس شده است، مسأله اخلاقی زیستن در ساحت زندگی اجتماعی در فرهنگ عمومی ما بیش از گذشته لزوم است.

چراکه اخلاقی زیستن موجب می شود که انسان آهسته آهسته به لحاظ روانی از خودشیفتگی و خود محوری رهایی یابد. از بیان گفته هایی تحریک آمیز یا نادرست که تخصصی در آن ندارد پرهیز کند و آگاه باشد که قواعد اخلاقی در هر فرهنگی تعمیم پذیرند، یعنی برای اشخاص مشابه در اوضاع و احوال مشابه حکم مشابه هست و این بدین معناست که انسان دیگر میان خود و دیگری فرقی نمی گذارد. درد دیگیری را درد خود قلمداد می کند و حفظ آبروی دیگران برای خود یک اصل اخلاقی به شمار می آورد.

چون وقتی انسان برای کسی در اوضاع و احوالی حکمی می دهد، طبق اصل تعمیم پذیری برای همه کسان دیگر هم در اوضاع و احوال مشابه همان حکم را می دهد و همچون این کسان یکی هم خود اوست؛ برای همین کم کم از اینکه خودرا تافته جدابافته بداند دور می شود و چیزی در او پدید می آید که از آن به حس نسبت سنجی درست تعبیر می کنند.

یکی از مهم ترین خاصیت های جامعه معاصر، گسترش فناوری ها و رسانه های نوین و شیوه ارتباطات فرهنگی آنها در جامعه است. تکنولوژی های جدید به منبع و مرجع اطلاع رسانی و تبلیغات و ابزاری برای دستیابی آسان تر به افکار عمومی و متقاعدسازی شهروندان و تاثیرگذاری بر نگرش ها و رفتارهای اجتماعی و سیاسی آنها تبدیل گشته اند. در چنین فضای سیالی هر حرفی صرف نظر از خوب یا بد بودنش در جامعه به سرعت دست به دست می شود. این انتقال سریع گاه عامل اصلی تحریک افراد برای انجام کارهایی ناخوشایند خواهد بود.

در اختتام باید تصریح کرد که مسئولیت و اخلاق به معنای ضمانت و تعهد در رفتار است. مسئولیت چیزی با کسی بودن، یعنی به گردن او، در عهده او، در ضمان و پایبندی او بودن است. بنابر این هرگاه انسان متعهد به انجام کاری می شود در حقیقت مسئولیت انجام آن کار را پذیرفته است. ما انسان ها برمبنای اصول فرهنگی و اجتماعی هر یک در مقابل دیگری مسئول هستیم.

گفته معروفی است که می گوید: «با دیگران طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.» مسئولیت اجتماعی فردی با ایجاد یک موضع فعال نسبت به تاثیرگذاری مثبت بر دیگران و محیط بیرون از دایره خود توسعه می یابد. مسئولیت اجتماعی فردی اساس مسئولیت اجتماعی گروهی است برای اینکه یک اجتماع از افرادی تشکیل شده است و در نتیجه فرهنگ مسئولیت اجتماعی را مشخص می کند. فراموش نکنیم که هر حرفی ممکنست منجر به عملی شود، بنابر این درابراز نظر پیرامون زندگی دیگران باید دقت بیشتری به خرج دهیم.

محمدرضا بختیاری – کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی





منبع:

1399/03/13
13:46:55
5.0 / 5
1106
تگهای خبر: آموزش , تخصص , جنس , فناوری
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
لباس دونی