ارزیابی وضعیت آموزش هنر در دانشگاه ها

دیگر روز دانشجویی وجود ندارد!

دیگر روز دانشجویی وجود ندارد!

به گزارش لباس دونی «متاسفانه با بحران آموزش روبه رو هستیم و در این بحران دیگر روز دانشجویی وجود ندارد.»


بهرام كلهرنیا، هنرمند گرافیستی است كه فعالیت های آكادمیك متعددی در كارنامه كاری خود دارد. او به مناسبت روز دانشجو در گفت وگویی با ایسنا شركت كرده و درباره سیستم آموزشی دانشگاه ها و دانشجویان رشته هنر، اظهار می كند: روند تدریجی تغییرات كه در دانشكده های هنر رو به كاستی بوده است، به شكل جدی احساس كردم. این حرفی است كه هر ترم درسی از زبان معلمان شنیده میگردد كه حیف دانشجویان گذشته. نظام آموزشی در انتخاب دانشجویان مطلقا رفتار حرفه ای ندارد و در یك رویكرد پرخطا هركس كه به بازار آمد را بعنوان یك داوطلب آموزشی روانه دانشگاه كرد.
او ادامه می دهد: پیش فرض من این است هر كس وارد دانشگاه میگردد فردی با لیاقت های انسانی مناسب می باشد اما تناسب آنها با رشته خاص مورد بی مهری قرار گرفته است. دانشجویانی را وارد رشته هنر می كنند كه امكان دارد شیمیدان یا پزشك خوبی شوند. متاسفانه رشته هنر را همه دست كم می گیرند؛ در حالیكه آموزش هنر، سخت ترین آموزش ها است. من شاید در میان دانشجویان یك مقطع، یك نفر را می شناسم كه قابلیت تبدیل شدن به یك طراح متوسط را دارد و این خیلی دردناك است.
این طراح گرافیك اظهار می كند: دانشجویان وقتی وارد دانشگاه می شوند یك مسوولیت مدنی رخ داده، آنها باید برمبنای یك برنامه وارد دانشگاه شوند؛ باید زیرساخت های مناسب در دانشگاه وجود داشته باشد اما هیچ كدام از این ها سرجای خودشان نیست.
او با اشاره به اینكه فیلتر كنكور برداشته شده، در ادامه می گوید: دانشجو وقتی وارد دانشگاه میگردد عواملی برای رشد او وجود ندارد. استاد چون سواد ندارد به دانشجو امتیاز می دهد؛ دانشجو هم درباره جایگاهش نمی داند و در این زمینه به استادش اعتماد می كند. سپس فارغ التحصیلی دانشجویان شاید جامعه انتظار یك آدم حرفه ای را بكشد. چند درصد افراد متناسب با توانشان در یك جایگاه شغلی حضور دارند؟ من با صدای بلند می گویم صفر درصد آنها.
كلهرنیا با گله ادامه می دهد: امروز مُهرسازها، سازندگان كارت عروسی و... طراح گرافیك شده اند. از این نادرست تر چه می خواهیم؟ چیزی كه این میان ارزش ندارد، طراحی گرافیك است.
او بیان می كند: ما یك آدم را كه سالم بوده، با مدیریت غلط فاسد و روانه جامعه می نماییم كه تولید تورم اجتماعی و فرهنگی می كند. یك نفر با آرزوها و خواسته های زیاد كه حق هم دارد آرزو داشته باشد، چون وارد نظام بیمار میگردد و كاری بلد نیست به یك عنصر فاسد اجتماعی تبدیل میگردد. مقصر كیست؟ نبود برنامه!
كلهرنیا در ادامه اظهار می كند: در خود نظام دانشگاهی تجهیزات و كارگاه نیست و استاد حرف مفت می زند و دانشجو به خانه می رود. این، بحران آموزشی به وجود می آورد. دانشگاه بوفه خوب به وجود می آورد كه دانشجو قهوه اش را بخورد با این وجود در كتابخانه دانشگاه چه كسی است؟ كتابدار و موش.
این هنرمند اضافه می كند: پایان نامه های دانشگاه را به این اسم كه جا ندارند، خمیر می كنند. این یك بی حرمتی است. من دانشجو را سرزنش نمی كنم. او خواسته منطقی و هدف و آرزو ندارد، او كتاب نمی خواند و موسیقی گوش نمی كند و انگیزه های انسانی برای رشد و توسعه ندارد و به فانتزی های غلط و پرخطا مشغول می باشد. نظام دانشگاه به جهت اینكه زمان های تهی را پر كند خودش را به خفت می اندازد. متاسفانه با بحران آموزشی روبرو می باشیم و در این بحران دیگر روز دانشجویی وجود ندارد.
وی همینطور می گوید: متاسفانه فارغ التحصیلان دكتری هنر از در و دیوار می ریزند؛ چونكه دانشگاه بدون مسوولیت پول گرفته كه دانشجو بیرون بدهد.
كلهرنیا درباره چاره برون رفت از بحرانی كه از آن سخن گفته به «پیدا كردن یك گروه برحق كه برنامه ریزی آموزشی انجام بدهند» اشاره می كند و می گوید: ما به دانشجوها دروغ می گوییم و آنها را بازی می دهیم؛ این در شرایطی است كه این نظام قابلیت اصلاح دارد البته بحران به وجود می آید، چونكه یك دكان غلط را به راحتی نمی توان بست. ما سرزمین پرنخبه ای هستیم و باید در بین آرتیست ها جست وجو نماییم و مدرس بیابیم.



1397/09/17
15:20:14
5.0 / 5
2956
تگهای خبر: هنرمند
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
لباس دونی