واقعا چرا در این شرایط عروسی می گیریم؟

واقعا چرا در این شرایط عروسی می گیریم؟

گاهی بنظر می رسد این همه گیری پایانی ندارد، اما به خیلی چیزها اختتام داده است همچون به خوشی های دسته جمعی بزرگ. استادیوم های ده ها هزار نفره، مراسم های چند هزار نفره و جشن های عروسی چند صد نفره کم کم دارند از خاطرمان پاک می شوند. با این وجود، زندگی ادامه دارد. آدم ها ازدواج می کنند و با شرایط عجیب و غریب دوران کرونا کنار می آیند.



به گزارش لباس دونی به نقل از ایسنا، فصلنامه «ترجمان علوم انسانی» به نقل از مجله نیویرکر در ادامه نوشت: آنا راسل خودش همچون کسانی است که مراسم عروسی اش به خاطر همه گیری لغو شده و به تغییرات صنعت عروسی در این ماه ها پرداخته است.

عشق پخش کنید، نه آلودگی

برنامه ریزی برای عروسی در بهترین حالت، وقت تلف کردن است و در طول همه گیری بیشتر به شکنجه شبیه است. سالن را رزرو کرده اید و بعد به شما می گویند سالن امسال باز نخواهد بود، گل فروش بیکار شده است. سالن کوچک تری، مثلاً حیاط پشتی خانه کسی را اجاره می کنید، گل های باغچه خودتان را می چینید و در ورودی های اصلی، ایستگاه های ضدعفونی دست با شعارهایی باسلیقه «عشق پخش کنید، نه آلودگی» نصب می کنید، بعد می فهمید که برای میهمانان وضعیت قرنطینه اعلام شده است و این یعنی اینکه والدین و خواهر و برادرتان دیگر نمی توانند در مراسم شرکت نمایند. ناراحت خواهند شد، پس لازم است باردیگر برنامه ریزی کنید و این داستان همین طور ادامه دارد.

کرونا خر است!

یک سال ونیم بود که من و شریک زندگی ام، برای عروسی در زادگاهش کرت، برنامه ریزی می کردیم. قبلاً بطور قانونی طی مراسمی رسماً عقد کرده بودیم، اما دلمان یک مراسم بزرگ می خواست: قطاری طویل، برنامه پیچیده ای درباره اینکه هرکس کجا بنشیند. تاریخی در ماه ژوئن انتخاب کردیم و بعد هر روز ژانویه و فوریه با نگرانی نگاه کردیم که چطور ویروس در حال پخش شدن است. وسط آن شکنجه همه گیری - عروسی خودم - خواب می دیدم که اندازه لباسم به شکلی عجیب و آخرالزمانی در می آمد. مثل کارتون ها، آستین هایم بی خود از آرنج تا روی زمین کشیده می شد، از دستم و خودم، طولانی تر می شد و مثل خط هایی سفید در بزرگراه امتداد می یافت. یک روز در اواخر مارس، پس از یک آخر هفته خوب که کلاً در خانه سپری شد - نوشیدنی قوی مخصوص قرنطینه! ورزش کراس فیت با زوم! - تصمیم گرفتم عروسی مان را عقب بیندازم. می دانستم چطور متن ایمیل را بنویسم، چون قبل تر چند ایمیل مشابه از دوستانی با همین شرایط دریافت کرده بودم. ایمیل ها همیشه صمیمانه و مؤدبانه بودند و آدم ها چندان برای خودشان دلسوزی نمی کردند؛ انگار می گفتند: «عروسی در این اوضاع چه معنایی دارد؟» بعد از آن که یادداشت را فرستادم، سیلی از پیام های آسودگی خاطر و دلداری دریافت کردم. دوستی که تاریخ عروسی خودش را دوبار تغییر داده بود، خیلی ساده نوشت: «کرونا خر است.»

واقعاً چرا عروسی می گیریم؟

از اول بهار تا آخر تابستان که در حقیقت می شود کل فصل عروسی، این ویروس به صنعت عروسی آزار زد. لورا کروگر، از مجموعه هتل های کلیفلد که به زوج ها کمک می نماید تا امکاناتی برای مهمانانشان رزرو کنند، به من می گوید: «هیچ دستورالعملی وجود نداشت.» در سیزدهم مارس، وب سایت های برنامه ریزی عروسی نات و ودینگ وایر یک خط تلفن اضطراری برای عروس ها و دامادهای وحشت زده راه اندازی کردند. جفرا ترامپاور در ودینگ وایر اخیراً به من اظهار داشت: «تا مدت دو ماه، هر روز صدها تماس داشتیم.» وقتی ممنوعیت ارتباط با بیرون و محدودیت های سفر در سراسر کشور اجرا شد، «زوج ها زنگ می زدند و می گفتند: چه کار کنیم؟ مقرر است آخر هفته بعدی عروسی نماییم.»

ابتدا، مردم مراسم را به تعویق می انداختند و فکرشان این بود که همه گیری بیشتر از چند هفته طول نمی کشد. بعد باردیگر تاریخ را عقب می انداختند. آندریا فریمن که چنین رویدادهایی را برنامه ریزی می کند، برایم تعریف کرد: «مراحلی وجود داشت که انگار آدم ها دامنه یا وسعت ماجرا را درست درک نمی کردند.» کم کم، دو گزینه که هر دو ضدحال بودند، ظاهر شدند: می توانستی برای مدتی نامعلوم مراسم را به تعویق بیندازی یا همان موقع عروسی را با دستورالعمل های ایمنی مناسب (که خیلی هم درخور جشن بودند!) برگزار کنی. «بسیاری از مکالماتی که با مشتریانم داشتم، در این زمینه بود که دقیقاً هدفت چیست؟ واقعاً چرا داری عروسی می گیری؟» اگر هدف برگزاری یک مهمانی بزرگ بود، این اتفاق قرار نبود بیفتد. «اما اگر تمرکز واقعاً بر ازدواج و تقسیم آن لحظه با مهم ترین آدم ها در زندگی شان بود، اگر چنین حرف هایی به من می زدند، آن وقت صحبت را شروع می کردیم که خب، در چنین موقعیتی چه می شود کرد.»

عروسی بزرگ، شاید وقتی دیگر!

صنعت عروسی که با موج های تعویق در مخصمه افتاد، مجموعه ای از گزینه ها و اصطلاحات را برای زوج هایی بسط داده است که همچنان می خواهند با وجود بحران جهانی، برای ازدواج شان ولخرجی کنند. حالا گزینه «عروسی جمع وجور» وجود دارد، جشنی کوچک با ۵۰ میهمان یا کمتر. تشویق می شوید که پس از این، یک «عروسی دوم» با جشنی بزرگ تر در تاریخی دیگر برگزار کنید، اما وقتی حتی دعوت ۵۰ میهمان خوشبینانه (یا بسته به موقعیت تان، غیرقانونی) به نظر می آید، گزینه کوچک تری دردسترس است که این صنعت با شور و اشتیاق برایش مشتری جور می کند: «مهمانی کوچک.» مهمانی کوچک شاید ۱۰ میهمان داشته باشد: والدین، خواهر و برادر، یک نفر برای برگزاری مراسم که با فاصله ایستاده است. مهمانی کوچک تمام مؤلفه های عروسی های عادی - جشن، میهمان ها و کیک سه طبقه - را دارد که فقط به تناسب شرایط همه گیری آب رفته اند.

این تغییری چشم گیر است. در پیمایشی که زولا، شرکت ثبت و برنامه ریزی عروسی روی بیش از ۲ هزار زوج نامزد کرده، انجام داده که در طول همه گیری در حال برنامه ریزی برای عروسی شان بودند، نصفشان برای مهمانی های کوچک برنامه ریزی می کردند. امیلی فراست، رئیس ارتباطات زولا برایم اظهار داشت: «فهرست کوچک تر میهمان ها بطور قطع روندی است که در آینده هم برای مدتی شاهدش خواهیم بود.» در پیمایش دیگری از نات و ودینگ وایر روی ۶۸۴ زوج که تاریخ عروسی شان بین سپتامبر و ژانویه بوده، ۵۸درصد برنامه داشتند تا تاریخ اصلی را نگه دارند و خیلی ها دنبال فهرستی از میهمانان ضروری بودند و فقط ۷درصد کلاً بی خیال عروسی می شدند.

عروس های کرونا در فضای باز

فریمن برنامه ریز برایم تشریح کرد که تمام این تغییر برنامه ها می تواند لطمه زیادی به عروس و داماد آینده بزند: «آدم ها خسته می شوند و از مراحل مختلف هیجان و اشتیاق و بعد تسلیم و ناراحتی عبور می کنند.» علایم را درک می کردم. او به مشتریانش مراقبه های هدفمند ارائه می دهد و به آنها سفارش می کند در زمان حال بمانند. او می اظهار داشت: «در نقطه مشخصی، دیگر نمی توانی درباره گل و موسیقی یا طعم کیک صحبت کنی. خیلی فراتر از اینهاست. اینکه چطور از این مرحله می گذریم، همان روشی است که به هر چیزی در زندگی می پردازیم.»

شش ماه بعد از آن که نخستین ایمیل تعویق عروسی مان را فرستادیم، باید تصمیم دیگری می گرفتیم. از نظر همه گیری، هیچ چیز تغییر نکرده بود. هنوز واکسنی وجود نداشت و تعداد مبتلایان رو به افزایش بود. آیا باردیگر باید آنرا عقب می انداختیم؟ کلاً لغوش می کردیم؟ فهرست میهمان ها را کوچک می کردیم؟ عکسهایی از یک عروسی با فاصله گذاری اجتماعی را مرور کردم که در آن، زوج مذکور از خرس های پولیشی بزرگی بهره برده بودند تا میهمان ها را جدا کنند. با خودم فکر کردم از کجا خرس ها را آورده بودند؟ زمانی، به پادکستی به نام «عروس های کرونا» برخوردم که در آن، میزبان، جُردی شپرد که خودش یک عروس کرونا ویروسی بود، با زنانی (و گاهی زوج هایی) مصاحبه می کند که پروسه برنامه ریزی برای عروسی شان را در طول همه گیری پیش می برند.

شپرد «عروس های کرونا» را در ماه آوریل راه انداخت، تقریباً همان زمانی که تصمیم گرفت عروسی خودش را که قرار بود در ماه مه برگزار شود، از نو برنامه ریزی کند. برایم اظهار داشت: «رؤیایم بیابان لاس وگاس بود.» وی در نهایت، نزدیک تر به خانه اش، در سن آنتونیوی تگزاس ازدواج کرد. در فضای باز، زیر درخت های پراکنده بلوط با جشنی در محیطی بسته در یک فضای شیک به سبک صنعتی که به اندازه نصف ظرفیتش پر شده بود. (او اظهار داشت: «آدم ها می توانستند بروند داخل و با خانواده قرنطینه خودشان بنشینند.»)، اما هنوز گهگاهی تأسف می خورد؛ به شوهرش اظهار داشته بود: «دفعه بعدی که به وگاس می رویم، لباس عروسی ام را با خودم می آورم و در بیابان عکس می اندازم!» از زمان شروع پادکست، شپرد با ۱۲، ۱۰ عروس همه گیری مصاحبه کرده است. بعضی هایشان سه بار برنامه عروسی شان را عوض کرده اند؛ بقیه در حیاط پشتی یا در سالن اصلی خودشان که در اصل ظرفیتش ۱۰ برابر تعداد میهمان هایشان بود، ازدواج کرده اند. بعضی عروس ها جشن را در آشپزخانه شان برگزار کردند. او می اظهار داشت: «انگار احساساتت سوار ترن هوایی شده باشند. یعنی برای از دست رفتن عروسی ای عزاداری می کنی، جشنی که نمی دانی اصلاً می توانستی برگزارش کنی یا نه.»

عروسی با ۲۰ میهمان و فاصله اجتماعی

شپرد من را به «کلی» و «عمر براون» معرفی نمود که در ماه نوامبر نامزد کردند و برنامه داشتند، سریع ازدواج کنند. «کلی» که آرایشگر عروس است سه برنامه احتمالی داشت. برایم توضیح داد که عروسی الف، «بهترین سناریوی ممکن به نظر می رسید، با ۱۰۰ نفر.» عروسی ب کوچک، با فاصله گذاری اجتماعی و فقط با حضور خانواده و برخی از دوستان بود. «برنامه ج عملاً این بود که من و شوهرم به محضر برویم.» در نهایت، عروسی ب پیروز شد. آنها فهرست میهمان ها را به کمتر از ۲۰ نفر رساندند و خانواده ها را در مبلمان کلاسیکی با ۷/ ۲ متر فاصله نشاندند («بسیار راحت و نیز بسیار ایمن») برادر عمر که کشیش بود، از فیلادلفیا رانندگی کرد تا بیاید و آنها را به عقد هم دربیاورد. آنها مراسم را در زوم پخش کردند. پس از آن، جشنی در خودرو برگزار کردند و کیک های فنجانی تک نفره پخش کردند؛ دوستانشان ماشین هایشان را تزئین کردند و از داخل ماشین هایشان کاغذ رنگی ریز پرتاب کردند.

آن روز غروب، آنها برای گذراندن شب عروسی، با ماشین تا گرند رپیدز رفتند. دیر رسیدند و متوجه شدند که پلیس جاده را بسته است. جورج فلوید تازه پنج روز قبل کشته شده بود؛ اعتراضی شکل گرفته بود و مأمورانی با تجهیزات دفاعی داشتند آدم ها را متفرق می کردند. بعد ماشین با ابری از دود پر شد. کلی خاطرش هست که: «شوهرم گفت اوه، این گاز اشک آوره.» کلی صورتش را با دنباله لباسش پوشاند. عمر که سیاهپوست است، برای چند لحظه از ماشین پیاده شد و کلی که سفیدپوست است، نگران امنیت شوهرش بود. بالاخره، به آنها اجازه دادند رد شوند و به خانه، پیش خانواده شان برگردند.

کاسبان عروسی ایده پرداز شده اند

«سوییت پوتیت سلبریشنز» شرکتی است که برای عروسی های کوچک غذا تهیه می کند و ملیسا براون آنرا در ماه مه راه اندازی کرده است. او برایم توضیح داد که مراسم های کوچک حسی صمیمانه تر از عروسی های بزرگ تر دارند. او اظهار داشت: «می توانی واقعاً با هر مهمانی که می آید حسابی گرم بگیری و کاری کنی که هر کدام حس کنند مهمانی ویژه هستند.» البته، اینجور مهمانی ها لزوماً ارزان تر از عروسی های بزرگ تر نیستند. یک زوج برای عزیزانشان پرسشنامه ای فرستادند و از آنها پرسیدند که دسر محبوبشان چیست و برای هر کس همان دسر انتخابی را در اندازه های یک نفره سرو کردند. براون اظهار داشت: «خیلی ماری آنتوانت وار. خیلی اینجوری که بگذار کیک بخورند.» او اضافه کرد که غذا به ناچار محور اصلی است: «پشت میزی می نشینی و مهمانی شام زیبا و گرانقیمتی داری. نمی توانی بلند شوی، نمی توانی با دیگران گرم بگیری.»

یک شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر در زمینه محصولات عروسی محصولاتی می فروشد؟، مثل پاک کننده خانگی انگشتر، بمب حمام «پرتاب دسته گل» سی بی دی و شمعی که «بویی مثل این می دهد که دارم ازدواج می کنم.» کارینا ولی که در بخش ارتباطات کار می کند، فروشگاهی در اتسی راه انداخت علامت هایی می فروشد تا در مهمانی های کوچک خود نصب کنید. پرفروش ترین هایش عبارتند از: «فاصله قلب ها را مهربان تر می کند» و «عشق واگیردار است، کرونا ویروس هم همین طور.» او به من اظهار داشت: «فقط، چون داری در حین همه گیری ازدواج می کنی، معنایش این نیست که نمی توانی مجموعه علایم بانمکی در عروسی ات داشته باشی.» خیلی از سالن ها تا جایی پیش رفته اند که فاصله گذاری اجتماعی را تشویق می کنند.

فیلیپ گوز، رئیس عملیات در بلو هیل در استون بارنز، می اظهار داشت که رستورانی با رویکرد «از مرزعه به میز غذا» در تری تاون در نیویورک، با کاردک بلند پیتزا از میهمان ها پذیرایی می کند. او اظهار داشت: «اصلاً هیچ نوع تماس یا تعامل نزدیکی وجود ندارد». در گرند هتل به میهمانان سفارش می شود از بوفه صرف نظر کنند و پیشخدمت ها پیش غذاها را در بشقاب های شخصی تعارف می کنند. ممکنست تمام این محدودیت ها جشن و سرور را از بین ببرند؟ براون برایم اظهار داشت که همه چیز در نحوه ارائه خلاصه می شود. یکی از زوج هایش ماسکهای سفارشی ساختند که با تم رنگشان یکی بود («ارغوانی روشن زیبا، یک حس بسیار توسکانی») و پیش از عروسی ماسک ها را برای میهمان هایشان فرستادند. تقریباً مثل یادداشت های مهمانی، همراه با اطلاعاتی درباره پروتکل های فاصله گذاری. او اظهار داشت: «خیلی زیبا به آنها ارائه شد.»

کلاً مراسم را لغو کردیم

وقتی نوبت به تصمیم گیری رسید، به شریک زندگی ام گفتم کلاً می خواهم مراسم را لغو کنم. کمی با خجالت تصدیق کردیم که هدف همیشه یک مهمانی بزرگ بی نظم و ترتیب بوده است؛ مراسم کوچک خواسته مان را برآورده نمی کرد. در هر صورت، برای مدت خیلی زیادی به عروسی فکر کرده بودم و مطمئن نبودم که بتوانم از پس سبک شیک همه گیری بربیایم، اما در نهایت عقب نشینی کردم. خبرهای بد زیادی وجود داشت؛ نمی خواستیم به چنین خبرهایی اضافه نماییم. تاریخ را به «یک روز» نامشخص تغییر دادیم، یک تعویق نامحدود که حداقل در ذهن خودمان عروسی آرمانی مان را حفظ می کرد، این آرمان به مفهوم دقیق تر، یک جشن بزرگ و پرزحمت بود. به حرف فریمن برنامه ریز فکر کردم که وقتی پرسیدم آیا فکر می کند همه گیری ممکنست عروسی های بزرگ را برای همیشه از بین ببرد، اظهار داشته بود: «فکر می کنم وقتی همه چیز تمام شود، آدم ها واقعاً به یک مهمانی خیلی بزرگ خفن نیاز دارند.»




1399/10/15
13:57:22
0.0 / 5
166
تگهای خبر: دامن , لباس
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
لباس دونی